الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
150
نيايش در عرفات (فارسى)
كه هرگز حقى بر خدا ايجاد نمىكند و همانها سبب اثبات حقهاى ديگر از او بر بنده مىشوند ، سوابق خدا را با خودش و نعمتهاى خدا را بر خودش ياد مىكند و خدا را به اسماءالحسناى او و اينكه ارحمالراحمين ، قاضىالحاجات ، كافىالمهمات ، سريعالرضا ، رزاق ، لطيف ، منعم ، مفضل ، مكرم ، معطى و قديمالاحسان است ، مىخواند . و مثل كسى كه از كسى طلبكار باشد حوايج خود را مىطلبد . و مثل كسى كه شخصى را ملزم به انجام كار و تعهدى نمايد و شبيه آن از خدايى كه منزّه از هرگونه الزام غير بر اوست ، حاجت مىخواهد ؛ چون صاحب اين اسماو صفات فقط اوست و بندهاش راهى جز درِ خانهء او و عرض حاجت به او ندارد و او هم بر حسب همين اسما و صفات كه از جمله اراده و قدرت و اختيار نامحدود است ، دعاى بنده را مىشنود و به او نزديك است و نيازهايش را مىداند و محال است كه نشنود و نزديك به بنده نباشد و از حال او با خبر نباشد . بنده با تمسك به اين اسما و صفات و آن سوابق نعمتهاى خدا بر او كه درگذشته و حال نسبت به او مبذول بوده است از خدا طلبخواهى مىنمايد و خدا را مطلوب خود و همه مىداند كه همه طالب او هستند و غير از او مطلوبى ندارند . او مطلوب بالذات همه است . چنان كه كَرَم ، احسان ، رحيميّت ، رحمانيّت ، منعميّت و ساير صفات ، ذاتى اوست و اگر صفت فعل باشد نيز به يكى از صفات